تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


سلام من پریا شاید الینا شایدم شاید اسم های خیلی های  دیگه من دختری خیلی خوبی بودم . دختری حرف گوش کن بچه بودم بزرگ شدم 14 . 15 سالم بود چیزی از زندگی نمیدونستم ولی نمیدونم چی شد...   و یه دفعه یه اتفاق برام افتاد دختری سابق نبودم تغییر کرده بود بچه زمان کودکی هم نبودم خیلی تغییر کرده بودم دختری بودم که نمی دونستم دوست داشتن چیه . نمیدونستم دور دور چیه نمیدونستم عشق بازی چیه نمیدونستم چی خوبه چی بده . کدوم دوستم خوبه کدومش بده  در ضمن بچه بالا شهر نبودم . دختری خسته و ویرانه شده  بودم از زندگی خسته بودم یه احساسی بهم میگفت پریا کجای کجا
خیلی سال ها گذشته بود من الان 25 سالم شده ولی ای کاش به دنیا نمی آمدم زندگی جور بهم بد گذشت که الان بوی مرگ را میچشم خیلی بهم نزدیک خیلی و همه ی این مشکل ها تقصیر خودمه من مسئول زندگی م بودم ولی نتونستم شایدم نذاشتن مهم نیس حالا میخوام خودم رو معرفی کنم
لقب من در شهر دختر #ولگرد شایدم #شب گرد شاید #فاحشه حرف ها و نگاه های  مردم بهم توی این چند سال منو خیلی شکوند. آره من ولگرد شده بودم میدونید چرا چون دیگه سر پناهی نداشتم جای نداشتم چون به جای رسیدم بودم داخل یه مرداب بودم داشتم روز فه روز پایین میرفتم  و دست پناهی نبود دستم رو بگیره من دنبال یه سر پناه بودم فقط همین خیابان ها را میگشتم تا کسی دستم را بگیرید و شاید سر پناهی به من بدهد تا زندگی کنم ولی نبود نه شد.
چه کنم از این مردان که به بهانی سر پناه دادن و عده های دروغ مرا به کجا ها نکشاندن و نبردن من قبول میکنم که اشتباه کارم آره من یه جای اشتباه کردم ولی من حالا خیلی پشیمون شدم خیلی از کارم ولی چرا این مردم چرا منو ابزار جنسی شون قرار  دادن چرا باید زندگی من اینجور میشد من فقط دنبال یه سر پناه بودم ولی اون ها با من چه کار های نکردن چرا مگه ناموس نداشتن چرا باید اینجور بشه دنبال کسی یم که جواب رو بده من  من خیلی دنبال کار گشتم ولی هر جا می رفتم پُر از این آدم ها بود آدم های از جنس هوس اون ها فقط کارشون همین بود من هم مجبور بودم دنبال سر پناه که باشی دست به هر کاری میدی به هر فی طنی راه میدی ولی حالا من از همه اونا فراری هستم و بیزار و الان آرزوی مرگ میکنم 😡 ولی قبل از مرگم میخوام بهم بگی کجای زندگی من رو به این راه کشید .
من دانشجو بودم مجبور بودم سر کار برم تا خرج دانشگاه رو بدم به هر شرکت یا جای کارگاهی میرفتم از مدیریت گرفته تا خیلی ها جوری به دختر مجرد نگاه و برخورد  میکردن که انگار تو  مال  اون های چرا ؟؟؟؟ چرا باید کشور من اینجور باشه چرا
#شاید من مسیر زندگی رو اشتباه رفتم
#شاید بزرگتر ها م باعث شزرگتربد بشم
#شاید دوست ناباب
#شاید .
#شاید ..
#شاید ...
و شاید های زیاد دیگه دوست دارم نظرتو راجب داستان خیالی نویسنده بگی چرا باعث میشه این اتفاق میفته چرا جامعه باید به این نوع مرض ها دوچار بشه ؟

رضا صبری ۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۴ ۰ ۰ ۴۳

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

خانه ی یک برنامه نویس بی سواد عاشق ، دیونه


طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه