گاهی باید در تنهایی نقش آدم خوب را تظاهر کنم(چون دوستان را نمیخواهم در گیر خود کنم ) با ناملایمات زندگی کنار بیاییم و برای حل مشکل تلاش کنم برای این زندگی  آره زندگی وقتی قدم به دوره جوانی گذاشتم حالا فهمیدم معنی سختی را معنی تنهایی را معنی سکوت های که در نطفه کشته میشدن ولی در پرتوی از تاریکی و نا امیدی پرتوی از روشنایی می دیدم آری روشنی هست من ایمان داشتم  آن روز خوب برای من می آید آن روز حاصل سختی ها و ناملایمات زندگی بود . 

گاهی خوب هست آدم صبر داشته باشد حرف بزند ولی به اندازه ، کار کند تا  همیشه زندگی با کام او شرین باشد و هیچ موقعه خود را گول نزند . 

همیشه امید هست ، زندگی هست ، خوشحالی هست و در 

آخر

آرزویم لبخند انداختن بر لب کودکانی که کل  سال غمگین و گریان به خواب رفتن .

هر چیزبه فکرم اومد نوشتم :)