این داستان ادامه دارد ...

راستش از دیروز دارم راجب مرگ فکر میکنم ؟ میگم چقدر بده که یکی میمیره و دیگه از خاطرت حذف میشه میره دیگه فعالیتیش قطع میشه از این دنیا و انگار که دیگه واقعا رفته و وجودش نیس ولی دیشب یه ایده به فکرم خورد خوستم با شما راجب ش صحبت کنم پس لطفا تو خصوصی بیاید با هم بحث کنیم . 

خوب من زهنم چون خیلی فکر نمکنه پس کمی حرف زدن بلد نیس و من فقط میتونم ترجمش کنم به شما بگم  فک کنید ما آدم ها کل زندگی مون به یه چیزی ژله به نام "مغز" وابسته ست و خیلی کار میتونه انجام بده از سورخ کردن اوزن بگیر  تا ... در کل مغز چیزه بزرگه قدرشو بدون آک بند نگهش دار شاید روزی بدرد خود حالا اینارو گفتم کمی خنده باشه بریم سر اصلا مطلب ما انسان ها از کودک تا الان پیرو خیلی چیز ها قرار میگیرم و ذهنیت ما از اون شکل میگره از ادب بگیر تا حرکات و نوع فعالیت و نوع علاقه ها و خیلی چیز ها دیگه که جاش اینجا نیس یه سمت حرفم اینجا تموم . 

چرا اصلا به وجود اومدیم خیلی دلیل داره من فقط یه دلیل رو میگم انسان زاده شده زندگی کنه و فعالیت زیادی بکنه و در آخر تولید مثل کنه و این روند تکرار بشه تا بمیره . و مرگ چیزه مزخرفی به نظرم من ولی اگه دنیای دیگه هم باشه که قران میگه خیلی حال میده انگار از این مرحله میری اون مرحله و کلی دهن سرویسی داریم خخخخ 

راستش نمیدونم تجربه داغ دیدن رو داشته یا نع؟ ولی من تجربه چند قدمی با مرگ رو هم داشتم مرگ چیزیه بده چون روحت سر گرادن هست تا دفن کردنت و خیلی چیز های دیگه و ما آدم ها مرگ رو دوست نداریم و هر جا حرف مرگ میاد در میریم من یه فکری به ذهنم رسیده البته اینو تو فیلم دیدم ولی الان احساس میکنم شدنیه 

تا حالا چیزی راجب هوش مصنوعی شنیدید ؟ قسمت اول تمام