سیاسی حرف نخواهم زد مطلب سیاسی هم نخواهم نوشت فقط حال کشوری که در ذهن خودم ساخته ام رو به نوشته تبدیل خواهم کرد و با کشور حال الانم مقایسه خواهم کرد .

کشوری که در ذهن خودم ترسیم نموده ام کشور است آرام ، مردمانی خندان ، مردمانی آزاد از فلسفه درگیر کننده که آنان را در خود نمی پیچاند در کشور من دروغ نیس ، همه به هم راست قضیه را میگویند در کشور اتفاق های خوب ، بد ، ناگور و شاد و رو به کمال زیادی اتفاق می افتاد یعنی کشور من یه کشور رویایی نیس ولی باز رو به کمال هست این را میتوانم درک کنم در کشور من مردم هر روز عاشقانه بهم میخندن و عاشقانه به کار مشغول هستند ، در کشورم هیچ دختری به خاطر نداری تن خود را به فروش نمیزارد همه مشغول کار هستن کسی دغدغه نداری را ندارد نون شب پیدا میشود و خبری از اختلاس و دزد خودکشی  فحشا دعوا اینها نیس مردم کشور من یه چیز را فهمیدن این که از فلسفه نشدن و نتوانستند بیرون آمدند و به طرف انسانیت واقعی رفتند همانی که 21 قرن هست که جلوی رشدش را گرفته ایم . 21 قرن زمانی کمی نیس ولی مردم من راه خود را انتخاب کردن و الان در صلح و صفا هستند دگر نمیتوانی در زندان ها دزدی پیدا کنی و  کسی را در زندان نخواهی پیدا کرد مگر این که کسی خودش بخواهد در زندان خود باشد حال این زندان می تواند در زندان شهر یا زندان خانگی باشد در کشور من کسی را به جرم حرف زدن ، نقد کردن ، و گفتن واقعیت به زندان نمیرود بلکه با او صحبت میکنند و از نقطه نظرات او استفاده میکنند در کشورم دگر دغدغه مهاجرت نیس همه آنهای که رفتند به مرور زمان در حال بازگشت هستند از نخبه ریاضی بگیر تا هزاران نخبه دیگر که روز به روز به کشور بر میگردن و در کشورم هر روز رشد سرعت زیادی پیدا میکند  که دیگر نمی توان جلوی رشد را گرفت حال به راستی علت چیست ؟ کشور که من برای خودم ساخته بودم دیگر  دروغ نبود. همه راست میگفتن  در همه جا اتفاق می افتاد که اشتباهی رخ دهد ولی هدف چیزی والاتری بود این بود که از اشتباهات نترسیم و از آن درس بگیرم انسان با سعی خطا رشد میکند ، در کشور من دیگر خبری از جلوی رشد بگیران نیس چون همه ما به فکر رشد هستیم و دائم تلاش میکنیم دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم چون ایمان داریم به کارمان  و به اهداف مان ما زیاد به پول فکر نمیکنیم ولی عوضش زندگی ما مملو از خوشی شادی پول و دغدغه مالی فکر نداریم همه داریم به حق و به جا زندگی میکنیم همانی که آرزو تک تک همه ما بود ما دوست داریم اندازه کارمان ، اندازه ظرفیتمان سرمایه و شادی و غم داشته نه افراطی بودیم و نه تفریطی همین ما قبول کردیم که میتوانیم و ریشه فساد و نا امیدی و ناملایماتی ها را روز به روز از ریشه کنیدم و به جایش بزر رشد ، امید ، خوشی ها را کاشتیم و الانهم برداشت میکنیم و  یه کشور تمام مستقل در سراسر جهان  شدا ایم به جای رسیده ایم که تمام دنیا به بودن همچین کشوری در جهان افتخار میکنند آری این کشور من هست ...
 

حال وارد کشور حال می شویم .

و حال کشور الان من در کشور زندگی میکنم که متن بالا را کلمات متضاد جابش بگذار و میبنی  خود به خود در حال نابود شدن هست به دست خود مردمش و نابودی کشور یعنی نابودی مردم و تمام 

در کشور حال من( دقت کنید می گویم حال من ) دروغ ، نداری ، فحشا ، جنگ خودی ، اختلاس ، و خیلی اتفاقات ناگوار می افتد و دیگر شادی نیس ، همش غم غم غم چیزی که نابود کننده بشریت هستی هست حال علت این ها در چیست ؟ میتونم  دلیل های بگم یاد گرفتیم که ار واقعیت فرار کنیم ، دروغ بگویم تا گردنه کسی دیگه بی اندازم  یا راه کسی را کج کنیم علتش چیست چون دوست داریم ، نابودی کسی را دیدن را دوست داریم . گاهی وقتا همین دوست دارم های  اشتباه گند میزند به تمام هستی همه ما دوست داریم یه شبه راه هزار ساله را بریم کی تا حالا تونسته بره راه هزار این نیس که من یه شبه پولدار بشم نه نه  راه هزار ساله اینه که من توی همه ویژگی ها خلقت هستی که خدا برامون چیده  عالی ترین خودم باشم حال فک کنیم کمی راه هزار ساله یعنی چی ! پاسخ شما برام بفرستید . بزارید یه چیزی روشن کنم هیچ پولی و سرمایه مفت به دست نمیاد اگر به دست بیاد همه چی رو نبود میکنه حتی خود شخصه مرور زمان متلاشی میکنه پس کسی که اختلاس میکنه برای به دست آوردن اون پول زحمتی نکشیده و حاصل اون پول هیچی چیز نخواهد شد ، همچنان حاصل دروغ هم چیزی نخواد شد جز تباهی خودمان. تو زندگی چند سری دروغ گفتیم آیا همیشه موفق بودیم از دروغ گفتن به چیز بهتری برسیم مطمنن نه و  در آخر کلامم این رو میگویم همه این اتفاق های خوب یا بد ما از من خود شروع می شود من دورغ میگم تا  جهان هستی را همراه به خودم نابود کنم من اختلاس میکنم تا دختران و پسران کشورم از نداری بیکاری به فحشا و نا امیدی بکشند  و تر  میزنم به مقوله هستی چون دوست دارم و این دوست دارم همه چی را خراب میکند همه چی را ... و برعکس دوست دارم پیشرفت کشورم ، فرهنگ کشور را درست کنم با راست گفتن

 

پ.ن 1 : دنبال انسانیت بگردید و او را بشکافید همین 

 

و من الله توفیق