بایگانی مهر ۱۳۹۶ :: نا نوشته ها

۲۳ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

حالمان بد هست تو باور نکن

آخش راهت شدیم از نا امیدی تا کی باید تو خودم بودم همش فکر بدبختی و افکار منفی همش تقصر فکر های اشتباه بود . دارم آروم آروم خوب میشم جملات خوب امروز که خوندم . 

"اگر موفقیت های امروزتان را ملاک قرار داده و سعی کنید ، در هفته یا ماه یا سال بعد به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنید همیشه در حال رشد و ترقی خواهید بود" فقط کافی از کارهای کوچک و ساده شروع کنید البته من امروز شروع کردم اول بسمه الله خودمو چش زدم و پام رو شیشه رفت و الان 1 پا شدم و فردا قراره برم سر کار و خیلی خوش حالم زود میخوابم . 

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری

    دیر یا زود!

    دیر یا زور فرقی دارد ؟ روزی عاشقت خواهم شد آن روز روزه منو توست روزی که فراق تمام خواهد شد و تو برای همیشه با من خواهی بود و هر دو زندگی را با تمام خوبی و بدی هایش از نو خواهیم ساخت. ستاره ی من یادت هست بچه که بودیم با هم خونه های کوچک  می ساختیم برای هم آن روزها گذشت و من روز به روز به تو وابسته تر می شدم یادت هست تلخی ها و شیرینی های قهر و دوستی مان الان که یادم می افتد افسوس آن روز ها رو میخورم الان که از آن خاطرات کودکانه 13 سالی گذشته س و تو بزرگ شده ای آن قدر که دیگر خاطرات کودکی فک نکنم یادت باشد . شاید من هم یادت نباشم میترسم میترسم کل نوشته هایم برای تو به پوچ رود میترسم کاش کاش کاش کاش تو مال من ...

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری

    کشورمون رو بسازیم

    سلام به دوستان عزیز و تازه وارد هایی که وارد بلاگ شدن خوش آمد میگم به همتون

    اومیدوارم روز خوبی رو گذرونده باشید . 

    بریم سر موضوع مون دوستان یه سوال از شما دارم راجب کشورمون .

    اگه بخوایم کشورمون رو توسعه بدیم دوست دارید چه کار های فرهنگی و علمی و پژوهشی و خیلی کارهای دیگه  انجام شه ؟ و ضعف های جامعه بیشتر رو چه موارد احساس میکنید؟ 

    پ.ن : دوست دارم همه تو چالش و سوال شرکت کنن .

    و اگه دوستانی که میخوان این پست م رو تو بلاگ هاشون به اشتراک بزارن خبر بدن باهشون کاردارم . ممنون میشم پست رو به اشتراک بزارید .

  • ۰
  • نظرات [ ۳ ]
    • رضا صبری

    تو خودت باش

    من یه جوووانم یه جون 18 ساله امروز هم روز خوبی بود هم بد توی الان که حالم خوب نیس سر گیجه های مکرر دارم حس دکتر رفتن رو هم ندارم و وقت شم ندارم . 

    روز نوشت : خدا امروز حالم خوب نبود :( الان خسته م میشه تکیه بدم بهت بخوابم و دیگه بلند نشم خسته م دلم گریه میخواد دارم میریم خودمو خالی کنم من خیلی گناه کارم از گناهام  بگذر 

  • ۰
  • نظرات [ ۲ ]
    • رضا صبری

    دارم به 50 سال بعد فکر میکنم 1

    مرگ پایان همه چیز نیس و  باقی عمل هست و فعالیت روزمره ادامه پیدا خواهد داشت در صورتی که وجود ما نیس و چیزی به نام روح نخواهد بود فقط جسمی شبیه ساز از قبل از ما خواهد بود و اینجا سوالی پیش می آید که ما همه کارمان و فعالیت مان وابسته به مغز ژله ای است از سلول های عصبی بگیر تا پردازش افکار تا خاطرات گذشته همه و همه در ذهن ما جای میگیرید . چگونه اینارو میشه پیاده سازی کرد ؟  

    پیش به سوی هوش مصنوعی . هوش مصنوعی همون جور که از اسمش معلومه شبیه به مغز انسان هست ولی هنوز کار داره تا برسه به خود انسان ولی من میگم میشه .

    انسان درطول زندگی از قواعد خاصی پیروی میکنه و  محیط پیرامون و افکار خود انسان شخصیت شکل میگره و طرف طبق اون میره جلو مثلا من عاشق کتاب خوندن هستم چون سطح دانش م رو میبره بالا و کمی عمیق تر بریم مثلا من کتاب های فناوری رو زیاد دوست دارم و مطالعه میکنم برای یه هدف خواصی مثلا بخوام یه نرم افزار بنویسم باید برم داکیومنت های اون رو مطالعه میکنم و بعد طبق نیازم یه برنامه رو تحلیل  میکنم و شروع میکنم به نوشتن بعدش این ادامه پیدا میکنه تا برسم به هدفم و این چیزی هست که میشه با هوش مصنوعی پیاده سازی کرد . 

    ادامه دارد 

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری

    تبعیض دانشجویی

    تبعیض دانشجویی  : دانشجویه بومی هستی خیر سرت دانشگاه میری برای جامعت خدمت کنی از صبح تا بعد ظهر بهت غذا ندن چون دانشجوی بومی هستی بعدش من موندم استادی که خودشون اهل قم هستش بعدش سر کلاس علت میپرسم میگه دانشگاه خرج داره و به خاطر کم کردن هزینه ها از غذا دادن به شما معذوریم ولی برای خودش معذور نیس و هر روز تو سرو غذاس البته شکر خدا من از لقمه های که مادر میگیره سیر میشم ولی دانشجو های دیگه چه کار کنند .

    قابل توجه بالا دستایا اینجا قم هست شهر پرورش طلاب عزیزی که بهترین امکانات را دارند به خداوندی خدا امام زمان اگه بیاد گردنه خیلی یارو میزنه.  و در آخر در بدترین دانشگاهی علم را یاد میگیرم  که اساتید آن ... 

    و جمله آخر امید به روزی که بهترین ها را برای مردم عزیزمان بسازیم 

  • ۲
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری

    دارم به 50 سال بعد فکر میکنم

    این داستان ادامه دارد ...

    راستش از دیروز دارم راجب مرگ فکر میکنم ؟ میگم چقدر بده که یکی میمیره و دیگه از خاطرت حذف میشه میره دیگه فعالیتیش قطع میشه از این دنیا و انگار که دیگه واقعا رفته و وجودش نیس ولی دیشب یه ایده به فکرم خورد خوستم با شما راجب ش صحبت کنم پس لطفا تو خصوصی بیاید با هم بحث کنیم . 

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری

    صبح بخیر جمعه

    سلام  دوستان صبحه جمعه بخیر اومدم یه موزیک بی کلام در خدمت شما بزارم گوش کنید و کمی آرمش رو احساس کنید .

    خدا همیشه با ماست باید وجودش رو بغلت احساس کنی باید بهش دل ببندی عجله کن همسفر عشق

    دریافت فایل

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری

    دل م هوای قبرستون کرده

    شاید این پستم پست جالبی نباشه چون من الان واقعا حالم گرفته س امروز رفتیم خونه ی محمد(دوستم)  خدا بیامرز همه باز عرض تسلیت باشه و هم بگیم ما همه جوره در خدمت مجلس هفتم هستیم راستش امروز خیلی دلم گرفته س خودمم نمیدونم ولی حالم چندان خوب نبود خسته هم بودم به اسرار دوستان رفتم ولی ای کاش نمیرفتم چون واقعا تحمل دیدن مادر محمد رو توی این وضع رو نداشتم مادرش حالش خوبه خدارو شکر ولی من وقتی دیدم هنوز مرگ از دست دادن پسرش رو باور نکرده و میگه الان که محمد زنگ بزنه هنوز چشم انتظار محمد . محمد خیلی دوست داشتم خیلی دلم براش تنگ شده نمیدونم قسمت میشه دوباره اون دنیا بینمش یا نه ولی این حسرت شد برم از وقتی رفته دلم هواشو کرده میگم رفیقم تا وقتی بود میدیمش الان که نمیاد برم کجا ببینمش برم سر خاک ش باورم نمیشه که رفته اون از یه دوست به من نزدیک بود مادرش داشت خاطرات محمد که به دوستان رفته بود بیرون رو میگفت من دلم تو جمع دوستان شکست ولی جلو خودمو گرفتم نمی توستم مادرشو ببینم شکسته شده بود و این بود که این پست رو میزارم برای خودم تا خودم هر از گاهی بخونم پست هامو

    فردا میریم سر خاکش آروم بشم راستش تصمیم گرفتم هر هفته برم قبرستون آروم بشم دارم میرم قبل از رفتنم جامو ببینم که رفتم نترسم .

    بعد رفتنت رفیق زندگی کردن برام سخت شده

  • ۱
  • نظرات [ ۱ ]
    • رضا صبری

    خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/ بی نهایت خسته و افسرده ام/


    لطفا کامل بخونین اگه گریه کردی و دلت شکست التماس دعا

    خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/
    بی نهایت خسته و افسرده ام/
    تا میان گور رفتم دل گرفت/
    قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/
    روی من خروارها از خاک بود/
    وای، قبر من چه وحشتناک بود!
    بالش زیر سرم از سنگ بود/
    غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/

  • ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • رضا صبری
    موفقیت کلید شادی نیست ! شادی کلید موفقیت است ؛ اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری ، موفق خواهی شد . `هرمنکین`