روزنوشت :: نا نوشته ها

۱۶ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

بدون شرح | 1

خوب از کجا شروع کنم بزار یه اول جواب پست آقای مفرد رو بدم راجب پس FATF  که ایشون تو پستشون فرمودند: 
FATF استعمار نیست؟

خوب اول این که مطمن باشید که  هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگره . این گفتم چون هر دوی اینا تو استعمارگر شناخته شده هستن ولی حرف صحبت اینه که چرا اینا دندون تیز کردن که بخوان FATF  ما رو بررسی کنن پس میشه فهمید که داره تو مملکت یه اتفاق های میفته و این که فک کنیم تو مملکت ما پولشویی اتفاق نمیفته اشتباه محض چون همین الانش هم داره ارزش ریالی ایران روز به روز داره کم میشه پس بدون وقتی اینا به فکرن یه گندی تو کشور بالا اومده و این ها هم اومدن یه سهمی ببرن حالا این سهم میتونه تو قرار داده باشه  حرف کلی ممکلت داره خراب میشه به دست خودی به چند دلیل { مسئولیت پذیر نیستن ، مدیریت و مدیریت کلا نیس یا اگه هست ضعیفه ، دزد خیلی زیاده  }

 

بعدش در ادامه بحث تجربه های یه دوست خوب .

 

این حرف ها رو که میگم اول برای خودم و بعد برای کسی که به دردش میخوره . تمام حرف هایم خارج از دین هست  ولی میدونم دین کامل راجب این ها صحبت کرده ولی حرفم با خود انسانیت نه دین و نه مذهب خاصی .

 

 تو کارتون هیمشه مسئولیت پذیر باشد حتی اگر اشتباه کردید این رو پذیرد که خود خودتون باعث ش بودید . اون موقعه میتونید که با خودتون خوب کنار بیاید مزایاش اینه که دیگه به خودت دورغ نمیگید .

وقتی به یه جای می رسید زیاد خودتون رو بالا نبینید همیشه یاد خدا یا همون انرژی ای باش که تو رو به اون مقام رسونده ( چون بخوای یا نخوای زمین گرده هم از نظر علمی هم از نظر گفتاری ) . انرژی میگم چون خدا موجود نیس یه انرژی فرا زمینی هستش پس وقتی به فکرش باشی هم بهت یه تکیه گاه میشه هم  کسی که خودت رو مدیون اونی  . یه جای یه نوشته ای رو خوندم (اون روز که فک کنی خیلی قدرت داری و خیلی سری اون روز روز مرگت هستش )  . 

 

استامون میگه باور میکنید اگه فقط یک سال فقط یک سال واقعا با خودت رو راست باشی سر سخت بشینی یه کاری که دوست داری رو سفت بچسبی و یادش بگیری ته سال اگه موفق نشدی بیا بگو فلانی تو به من  دورغ گفتی ( در ادامه مگه قرار چقدر عمر کنیم پس یه بار برای همیشه بارتو ببند و از این مرحله کسل کننده زندگیت خارج شو )

 

خیلی چیزها گفت ذهم الان یاری نمیکنه ولی اگه یادم افتاد دوباره راجبشون مینویسم .

در ادامه تجربه م راجب دوست دختر براتون بگم ...

من الان تو وضعیتی هستم که هم درس برام مهمه ، هم کارم پس داشتن یه دوست دختر به نظر من واقعا احمقانس پس دوست دختر جان بیخیال . آینده و کار  برای من واجب تر است تو هم به نظر من کمی راجب حرفم فک کن  . اگه قرار زن بگیریم دیگه چه نیاز به دوست دختره اشتباه محض هستش چون هم وقت اون گرفته میشه هم وقت من که دائم بهم چرت میگیم . (قابل توجه اونای که این دوره رو گذروندن :دی )

خوب تجربه بعدیم اینکه اگه نمیخوای تو ایران افسرده بشی عاشق نشو ، دوست دختر باز نشو ولی اگه تخم اینارو داری افسرده نشی پس میتونی عاشق بشی هر چیزی تو این دنیا در هم بر همه تخم میخواد وقتی داشته باشی حله .

هیچ دیگه خوب زندگی کنید خوب لذت ببرید حتی از ثانیه به ثانیه هاش  . چون زمان دائم داره میگذره و تو فقط حسرت میخوری . 

اگه جای مشغول به کار هستید هم زنگ جمعیت نباشید تو ایران خیلی ها از نظر کاری افسرده هستن شما رنگ خودت باش ، سر سخت باش جوری که همکارت به داشتن آدمی مثل تو افتخار کنی  پر انرژی  و با انگیزه 

 

زندگی به تمام فواعد کارشون نوش جونت تا میتونی لذت ببر همین شده به نزار چیزی برات حسرت بشه بهش برس و برو سراغ بعدی ...

 

 

شاد شاد باشید . بدرود

 

  • ۱
  • نظرات [ ۲ ]
    • رضا صبری
    • جمعه ۴ آبان ۹۷

    آدم های اطرفتون رو هرگز به چالش نکیشد

    شبیه یه انسان خودخواهی شدم که دوست دارم آدم های اطرافم رو به چالش بکشم ، فک میکنم فقط من میتونم دنیا رو از چند بُعد ببینم از این که میخوام افکاراتم رو به دیگران بدم و ببینم رفتارشون چی هست نسبت به اون موضوع چیز های چرتی و پرتی که این روزها حالمان رو دگرون کرده خسته شدم و این افکار مریض را برای همیشه کنار میزارم و میریم به سمت خوشی ها به سمت چیزهای که بتونه حالمون رو خوب کنه .

     

     

  • ۴
  • نظرات [ ۲ ]
    • رضا صبری
    • چهارشنبه ۲۵ مهر ۹۷

    برای تو ای برادر

    این روز من هم درگیر تلاطم زندگیم هستم فقط یه اتفاق میتونه منو خوشحال کنه داداشم سالم برسه به مقصد فقط همین .

    دو روز ایران رو به مقصد لهستان - آلمان - برلین ترک کرد بدون خداحافطی دلم براش تنگ شده ولی واکنش نشون نمیدم ، جو خونه مساعد نیس مادر ، پدر ، خواهر همه تو شوک هستن ولی چه کنیم اتفاقی که افتاده باید تحمل کنیم و من هم باید جو آروم کنم از دیروز دم به دقیقه بهم زنگ زدن ، باور نمیکردم رفته دیروز سوار ماشین شدم و رفتم فرودگاه امام دیدم نه ظاهرا رفته هیچ خبری ازش نبود امیدوارم  سالم فقط به مقصدش برسه خیلی دلتنگشم خیلی .

    خدا پشت و پناهت پسر ...

    نمیدونم انتخابش درست بود یا غلط ولی من همیشه به انتخاب ها احترام میزارم ، اسماعیل آینده رو اونجا دید انتخاب کرد و رفت . دیدار به روزی که هم دیگرو ببینم خوش باشی پسر : )  
     

    آنها که می‌روند وطن‌فروش نیستند. آن‌هایی که می‌مانند عقب مانده نیستند. آن‌هایی که می‌روند، نمی‌روند آن طرف که مشروب بخورند. آنهایی که می‌مانند، نمانده‌اند که دینشان را حفظ کنند. آن‌هایی که می‌روند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین می‌شوند. یک هفته مانده می‌گریند و یک روز مانده به این فکر می کنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود. و آن‌هایی که می‌مانند، می مانند تا وطن را جایی برای ماندن کنند...

    مهدی معارف

     

  • ۵
  • نظرات [ ۶ ]
    • رضا صبری
    • چهارشنبه ۱۴ شهریور ۹۷

    حالم خرابه حس هیچ چیزی رو ندارم


    حالم خرابه ؟ حس هیچ چیزی رو ندارم حتی درس ! حس ارتباط با کسی رو ندارم . میگن این دوره جَونی هستش همه اینجوری میشن میگذره توم باید تحمل داشته باشی

    من از همین وبلاگ به همشون میگم جمع کنید باو به جای این که به من امید بدید میاد میگید میگذره حالت خوب میشه . ببین من به خودم دیگه دورغ نمی تونم بگم که

    علت اصلی تمام اتفاقات زندگیه کوفتیم چهاچوب درست حسابی نداشتنِ که به کارهای که در طول روز انجام میدم پای بند نیستم همش بدون برنامه س علت همش به خودم بر میگرده باید برای خودم یه چهارچوب بسازم وقتی که ساختم مطمن هستم حال که الان دارم با حال که قراره بعد از برنامه ریزی داشته باشم تغییری زیادی خواهد داشت.
     

    #مرحله اول

  • ۴
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری
    • دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷

    زندگی با سبک خودت

    روز نوشت میتونه راجب همه چی باشی راجب تمام اون چیز هایی که در طول روز برات اتفاق افتاده . امروز سعی کردم راجب چهار چوپ زندگی صحبتی داشته باشم .

    چهار چوپ زندگی اصولا قوانینی داره که اگه بتونیم از این به بعد رعایت ش کنیم زندگی مون از این رو به اون رو میشه یعنی این که برای کارها روزمره مون یه برنامه خواصی داشته باشیم مثلا برای خواب و بیداری یه ساعت تنظیم کنیم که از اون ساعت به بعد بریم بگیریم بخوابیم و بیدارشیم الکی تا ساعت 2 شب سر تلگرام و این چرت و پرت ها نشنیم یعنی این که یه چار چوپ خواصی فقط برای این کار داشته باشیم اول این که کل ساعت های که به تلگرام برای مراجعه و مشاهده کانال ها و پاسخ گویی تایمش رو حدودی بگیم و  برای این یه تایمی رو مد نظر بگریم و توی همون تایم سعی کنیم مراجعه کنیم و اگه بتونیم برای همه کارهای که در طول روز زیاد باهاش درگیر هستیم  چهارچوپ بفکریم و براش ایجاد کنیم ، آروم آروم تغییر میکنیم نیاز به این نیس که اجبار تو کار داشته باشیم باید سعی کنیم نسبت به چهارچوپی که ایجاد کردیم پایبند باشیم خیلی از برنامه هامون اوکی میشه . البته بزار اینو بگم اینای که نوشتم م برای خودم سخته ولی خوب هر کاری  یه شبه انجام نمیشه باید یه مدت بگذره بعدش خودت متوجه میشه که تغییر کردی به همین راحتی تغییر توی دستمون هستش فقط یه تصمیم مون کمه اونم اگه بگبریم و پایبند باشیم حله
     
    روز نوشت امروز رو با یه بی کلام به پایان میرسونم

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری
    • سه شنبه ۴ ارديبهشت ۹۷

    دیونه که باشی

    دیونه که باشی هر کاری میتونی انجام بدی ولی ریکلکس که باشی فقط به یه نقطه خیره میشی.آخرشم پا میشی میری ولی دیونه که باشی دیونه بازی آت یه روز کار دست میده . کلا سعی میکنم دیونه باشم 

  • ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • رضا صبری
    • دوشنبه ۲۷ آذر ۹۶

    صبح اول صبحی = حس رفتن نیس

    سلام صبح شنبه تون بخیر خوبید 😊 

    دوستان شنبه چرا روز سخته هستش که باید حتما بلند شی بری سر کارت یا دانشگاه ؟؟ فردا هم که تعطیل هستش و الان واقعا حس رفتن نیس چند روز بدن م مردس یعنی به توان N بدنم شکسته همه جام درد میکنه ولی با این وضع پا شدم دارم میریم دانشگاه چون فرجه هام تموم شده اگه نرم درس ها حذف میشه ... 

    عجب وضعیه ها ای کاش میشد به دنیا Stop بزنی تا همه به مدت چند روز تو حالت ایست باشن و کسی با کسی کار نداشته باشه . ما که رفتیم دانشگاه 💃💃

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری
    • شنبه ۲۷ آبان ۹۶

    40 روز گذشت

    40 روز پیش یه اتفاق افتاد تو رفتی میفهمی 41 روز پیش زنده بودی ولی الان 40 روز زیر خاکی خاک 19 سال روی زمین راه میرفتی الان باقی عمرت رو باید زیر خاک باشی . میفهمی رفتنت سخته برام ولی گفتم یه روز میبنمت یا اون دنیا تو برزخ یا رو پل صراط داداش برای همیشه خداحافظ دیدار ما اون دنیا ... زود میام 

    این پست برای رفیقم بود 

  • ۲
  • نظرات [ ۱ ]
    • رضا صبری
    • جمعه ۱۹ آبان ۹۶

    کار آفرین باشیم یا کارمندی برای کار آفرین ؟

    موضوع این هفته مون کار آفرین باشیم یا کارمند ؟

    اول بزارید یه توضیحی کلی سر بسته راجب کار آفرین بگم

    کارفرین کسی که یه کار رو ایجاد میکنه 10 نفر یا بیشتر به سایه ی ایجاد اون کار مشغول کار میشن 

    کارمند هم که از اسمش معلومه کار میکند برای هدف هایی که  داره میتونه پولی باشه جانی باشه و... 

    همیشه تو فکر این بود که کار آفرین باشم یه کارمند ؟؟؟ راستش برای یه دوره کارورزی دارم میریم شرکت مثلا نوعی کارمند یا کار آموز به حساب میام ولی در کل برای یادگیری رفتم و چقدر خوب که هر روز چیزه جدیدی یاد میگریم امروز یاد گرفتم اگه بخوام یه کار آفرین خوبی باشیم باید تو اون میحط قرار بگریم و نیاز اون رو بسنجم اگه قرار کارآفرین باشم باید در  حد خودم و جامعه از بسیاری از علوم مربوط به خودم چیزی بلد باشم که فک کنم به اینجور آدم ها میگن هم فن حریف ولی اینجور کار هم خوب نیس چون با همه چیز درگیر میشه ولی چه کنیم من دوست دارم 

  • ۱
  • نظرات [ ۱ ]
    • رضا صبری
    • سه شنبه ۲ آبان ۹۶

    حالمان بد هست تو باور نکن

    آخش راهت شدیم از نا امیدی تا کی باید تو خودم بودم همش فکر بدبختی و افکار منفی همش تقصر فکر های اشتباه بود . دارم آروم آروم خوب میشم جملات خوب امروز که خوندم . 

    "اگر موفقیت های امروزتان را ملاک قرار داده و سعی کنید ، در هفته یا ماه یا سال بعد به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنید همیشه در حال رشد و ترقی خواهید بود" فقط کافی از کارهای کوچک و ساده شروع کنید البته من امروز شروع کردم اول بسمه الله خودمو چش زدم و پام رو شیشه رفت و الان 1 پا شدم و فردا قراره برم سر کار و خیلی خوش حالم زود میخوابم . 

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری
    • شنبه ۲۹ مهر ۹۶
    پرنده ها پرواز میکنند ، انسان ها پرواز میکنند
    حتی دیگر اهل شکارُ شکار بازی هم نیستم . دغدغه ای برای نگه داشتن شان ندارم .
    همه یه روزی یه جای رفتنی هستیم . پس تا میتونی جوری زندگی کن نه زیاد خوشحال باشی نه زیاد نارحت .
    - رضا صبری
    موضوعات