۱۳ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

حالم خرابه حس هیچ چیزی رو ندارم


حالم خرابه ؟ حس هیچ چیزی رو ندارم حتی درس ! حس ارتباط با کسی رو ندارم . میگن این دوره جَونی هستش همه اینجوری میشن میگذره توم باید تحمل داشته باشی

من از همین وبلاگ به همشون میگم جمع کنید باو به جای این که به من امید بدید میاد میگید میگذره حالت خوب میشه . ببین من به خودم دیگه دورغ نمی تونم بگم که

علت اصلی تمام اتفاقات زندگیه کوفتیم چهاچوب درست حسابی نداشتنِ که به کارهای که در طول روز انجام میدم پای بند نیستم همش بدون برنامه س علت همش به خودم بر میگرده باید برای خودم یه چهارچوب بسازم وقتی که ساختم مطمن هستم حال که الان دارم با حال که قراره بعد از برنامه ریزی داشته باشم تغییری زیادی خواهد داشت.
 

#مرحله اول

  • ۲
    • پسر

    زندگی با سبک خودت

    روز نوشت میتونه راجب همه چی باشی راجب تمام اون چیز هایی که در طول روز برات اتفاق افتاده . امروز سعی کردم راجب چهار چوپ زندگی صحبتی داشته باشم .

    چهار چوپ زندگی اصولا قوانینی داره که اگه بتونیم از این به بعد رعایت ش کنیم زندگی مون از این رو به اون رو میشه یعنی این که برای کارها روزمره مون یه برنامه خواصی داشته باشیم مثلا برای خواب و بیداری یه ساعت تنظیم کنیم که از اون ساعت به بعد بریم بگیریم بخوابیم و بیدارشیم الکی تا ساعت 2 شب سر تلگرام و این چرت و پرت ها نشنیم یعنی این که یه چار چوپ خواصی فقط برای این کار داشته باشیم اول این که کل ساعت های که به تلگرام برای مراجعه و مشاهده کانال ها و پاسخ گویی تایمش رو حدودی بگیم و  برای این یه تایمی رو مد نظر بگریم و توی همون تایم سعی کنیم مراجعه کنیم و اگه بتونیم برای همه کارهای که در طول روز زیاد باهاش درگیر هستیم  چهارچوپ بفکریم و براش ایجاد کنیم ، آروم آروم تغییر میکنیم نیاز به این نیس که اجبار تو کار داشته باشیم باید سعی کنیم نسبت به چهارچوپی که ایجاد کردیم پایبند باشیم خیلی از برنامه هامون اوکی میشه . البته بزار اینو بگم اینای که نوشتم م برای خودم سخته ولی خوب هر کاری  یه شبه انجام نمیشه باید یه مدت بگذره بعدش خودت متوجه میشه که تغییر کردی به همین راحتی تغییر توی دستمون هستش فقط یه تصمیم مون کمه اونم اگه بگبریم و پایبند باشیم حله
     
    روز نوشت امروز رو با یه بی کلام به پایان میرسونم

  • ۰
    • پسر

    دیونه که باشی

    دیونه که باشی هر کاری میتونی انجام بدی ولی ریکلکس که باشی فقط به یه نقطه خیره میشی.آخرشم پا میشی میری ولی دیونه که باشی دیونه بازی آت یه روز کار دست میده . کلا سعی میکنم دیونه باشم 

  • ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • پسر

    صبح اول صبحی = حس رفتن نیس

    سلام صبح شنبه تون بخیر خوبید 😊 

    دوستان شنبه چرا روز سخته هستش که باید حتما بلند شی بری سر کارت یا دانشگاه ؟؟ فردا هم که تعطیل هستش و الان واقعا حس رفتن نیس چند روز بدن م مردس یعنی به توان N بدنم شکسته همه جام درد میکنه ولی با این وضع پا شدم دارم میریم دانشگاه چون فرجه هام تموم شده اگه نرم درس ها حذف میشه ... 

    عجب وضعیه ها ای کاش میشد به دنیا Stop بزنی تا همه به مدت چند روز تو حالت ایست باشن و کسی با کسی کار نداشته باشه . ما که رفتیم دانشگاه 💃💃

  • ۱
    • پسر

    40 روز گذشت

    40 روز پیش یه اتفاق افتاد تو رفتی میفهمی 41 روز پیش زنده بودی ولی الان 40 روز زیر خاکی خاک 19 سال روی زمین راه میرفتی الان باقی عمرت رو باید زیر خاک باشی . میفهمی رفتنت سخته برام ولی گفتم یه روز میبنمت یا اون دنیا تو برزخ یا رو پل صراط داداش برای همیشه خداحافظ دیدار ما اون دنیا ... زود میام 

    این پست برای رفیقم بود 

  • ۲
  • نظرات [ ۱ ]
    • پسر

    کار آفرین باشیم یا کارمندی برای کار آفرین ؟

    موضوع این هفته مون کار آفرین باشیم یا کارمند ؟

    اول بزارید یه توضیحی کلی سر بسته راجب کار آفرین بگم

    کارفرین کسی که یه کار رو ایجاد میکنه 10 نفر یا بیشتر به سایه ی ایجاد اون کار مشغول کار میشن 

    کارمند هم که از اسمش معلومه کار میکند برای هدف هایی که  داره میتونه پولی باشه جانی باشه و... 

    همیشه تو فکر این بود که کار آفرین باشم یه کارمند ؟؟؟ راستش برای یه دوره کارورزی دارم میریم شرکت مثلا نوعی کارمند یا کار آموز به حساب میام ولی در کل برای یادگیری رفتم و چقدر خوب که هر روز چیزه جدیدی یاد میگریم امروز یاد گرفتم اگه بخوام یه کار آفرین خوبی باشیم باید تو اون میحط قرار بگریم و نیاز اون رو بسنجم اگه قرار کارآفرین باشم باید در  حد خودم و جامعه از بسیاری از علوم مربوط به خودم چیزی بلد باشم که فک کنم به اینجور آدم ها میگن هم فن حریف ولی اینجور کار هم خوب نیس چون با همه چیز درگیر میشه ولی چه کنیم من دوست دارم 

  • ۱
  • نظرات [ ۱ ]
    • پسر

    حالمان بد هست تو باور نکن

    آخش راهت شدیم از نا امیدی تا کی باید تو خودم بودم همش فکر بدبختی و افکار منفی همش تقصر فکر های اشتباه بود . دارم آروم آروم خوب میشم جملات خوب امروز که خوندم . 

    "اگر موفقیت های امروزتان را ملاک قرار داده و سعی کنید ، در هفته یا ماه یا سال بعد به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنید همیشه در حال رشد و ترقی خواهید بود" فقط کافی از کارهای کوچک و ساده شروع کنید البته من امروز شروع کردم اول بسمه الله خودمو چش زدم و پام رو شیشه رفت و الان 1 پا شدم و فردا قراره برم سر کار و خیلی خوش حالم زود میخوابم . 

  • ۱
    • پسر

    تو خودت باش

    من یه جوووانم یه جون 18 ساله امروز هم روز خوبی بود هم بد توی الان که حالم خوب نیس سر گیجه های مکرر دارم حس دکتر رفتن رو هم ندارم و وقت شم ندارم . 

    روز نوشت : خدا امروز حالم خوب نبود :( الان خسته م میشه تکیه بدم بهت بخوابم و دیگه بلند نشم خسته م دلم گریه میخواد دارم میریم خودمو خالی کنم من خیلی گناه کارم از گناهام  بگذر 

  • ۰
  • نظرات [ ۲ ]
    • پسر

    دارم به 50 سال بعد فکر میکنم 1

    مرگ پایان همه چیز نیس و  باقی عمل هست و فعالیت روزمره ادامه پیدا خواهد داشت در صورتی که وجود ما نیس و چیزی به نام روح نخواهد بود فقط جسمی شبیه ساز از قبل از ما خواهد بود و اینجا سوالی پیش می آید که ما همه کارمان و فعالیت مان وابسته به مغز ژله ای است از سلول های عصبی بگیر تا پردازش افکار تا خاطرات گذشته همه و همه در ذهن ما جای میگیرید . چگونه اینارو میشه پیاده سازی کرد ؟  

    پیش به سوی هوش مصنوعی . هوش مصنوعی همون جور که از اسمش معلومه شبیه به مغز انسان هست ولی هنوز کار داره تا برسه به خود انسان ولی من میگم میشه .

    انسان درطول زندگی از قواعد خاصی پیروی میکنه و  محیط پیرامون و افکار خود انسان شخصیت شکل میگره و طرف طبق اون میره جلو مثلا من عاشق کتاب خوندن هستم چون سطح دانش م رو میبره بالا و کمی عمیق تر بریم مثلا من کتاب های فناوری رو زیاد دوست دارم و مطالعه میکنم برای یه هدف خواصی مثلا بخوام یه نرم افزار بنویسم باید برم داکیومنت های اون رو مطالعه میکنم و بعد طبق نیازم یه برنامه رو تحلیل  میکنم و شروع میکنم به نوشتن بعدش این ادامه پیدا میکنه تا برسم به هدفم و این چیزی هست که میشه با هوش مصنوعی پیاده سازی کرد . 

    ادامه دارد 

  • ۱
    • پسر

    دارم به 50 سال بعد فکر میکنم

    این داستان ادامه دارد ...

    راستش از دیروز دارم راجب مرگ فکر میکنم ؟ میگم چقدر بده که یکی میمیره و دیگه از خاطرت حذف میشه میره دیگه فعالیتیش قطع میشه از این دنیا و انگار که دیگه واقعا رفته و وجودش نیس ولی دیشب یه ایده به فکرم خورد خوستم با شما راجب ش صحبت کنم پس لطفا تو خصوصی بیاید با هم بحث کنیم . 

  • ۰
    • پسر
    شما بنویس ما تماشا میکنیم !
    موضوعات