اونی که ته ته زندگیم بهم کمک میکنه خودمم . 

اول باید خودمو دوست داشته باشم و بعد تنهایی مو دوست داشته باشم ، شاید باور نکنید ولی این خود شما هستید که ته داستانتون به خودتون کمک میکنید . وقتی بتونم از تنهایی هام  لذت ببرم و دیگه نخوام برای فرار ازش به کسی پناه ببرم ، اون موقعه س که میتونم با یکی رابطه سالم برقرار کنم . 

این حس تنهایی داره تو من حسابی به جوش اومده 

مزیت های دوست داشتن خودمون و تنهایی  

همین که با خودت درگیر نیستی و میتونی به کارهات برسی ، کتاب بخونی ، موزیک گوش کنی ، ورزش کنی از همه مهم تر از زندگیت لذت ببری همه اینا باز بر میگرده به دوست داشتن خودت . 

 

پی نوشت اول  : اگه تو مرز موفقیت و شکست هستید می تونید خودتون رو دوباره بسازید و بالا بیاید گاهی وقتا باید به مرز شکست برسید تا بدونی مرز مُردن و نمُردن چیه اونم فقط با درک کردنش میفهمید  و درکش تصمیمت هستش بمونی بسازی  یا بری که بری  ؟ . 

پی نوشت دوم : اگه از حالتون از خودت به هم میخوره ، اگه از الانی که هستید راضی نیستید ، اگه احساس میکنی مشکل شخصیتی دارید، اگه نا امید و پوچ هستید ، اگه شکست رو پایان زندگی میدونید و در آخر شکست در هر چیزی حتی عشق و رابطه  این رو بدونید همه انسان دوچار این مشکل هستن و باید این افکار درمان بشن ، راه های درمانش میتونه خوندن کتاب های روانشناسی باشه و عمل کردن بهشون :) از روانشناسی موفقیت بگیر هزاران کتابی که میتونید با چرخ زدن تو کتاب فروشی ها پیدا کنید . 

پی نوشت سوم  : تا وقتی که نتونستید با خودتون خوب کنار بیاید خودتونو دوست داشته باشین ، تنهایی رو دوست داشته باشین وارد هیچ رابطی نشد علتشم نپرسید چون میرسید 

 

 

پی نوشت آخر : تا میتونید از زندگیتون لذت ببرید نشه یه جای حسرت بخورید ای کاش ...