نا نوشته ها

گویند سرانجام ندارید شما ! ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم... مولانا
پسر زمستان ، فرزند اسفند ، بچه ی سیزدهم

آخرین سطر از پاییز

پنجشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ۰۲:۴۵ ب.ظ

پاییز رو خیلی دوست داشتم خیلی ولی گر چه میدونستم هر اومدنی یه رفتنی داره خطاب به ابن پست .

زندگی ما اگه ولی نداشت خیلی اتفاق ها میتونست بیفته کاش یکی بود این ولی ها از زندگیم حذف میکرد .

 آخرین روز های پاییزِ یه حس غمباد در وجودم حس میشه غمبادی که میگه کم کم باید کوله پشتی رفتن رو آمده کنی و داشته و نداشته هاتو همین جا بزاری و حرکت کنی . ولی من هنوز آمادگی ندارم هنوز دوست دارم کمی بیشتر باشم پیش بچه ها ، هنوز یه دل سیر روی این برگ راه نرفتم ، هنوز 99 درصد از شوق برای ادامه پاییز رو تنم مونده تازه داشتم گرم میشدم ولی نشد  اونی که قرار بود بشه  به امید پاییز بعدی...

خوب از اونی که تو فصل پاییز زیاد باهم بودیم (مخاطب خاص) تشکر دوستانه بابت این چند وقتی که باهام بودی و حالا خوشحالم که وارد مرحله مسئولیت پذیری زندگی خودت شدی و همین برای من کافیه ... "پرواز یعنی تو ، پرواز یعنی  فارغ شد تو از تمام روزهای که تو رو به کسالت میکشیدن ، پرواز یعنی شروع یه زندگی جدید برای تو "

یه چیز خوبی که از وجودم دریافتم که آدمی هستم دیگه سر مسئله بزرگ و کوچیک زندگیم ناراحت نمیشم .

شاید دلیل هاش این باشه

+ وقتی که یه مشکلی پیش میاد (هر مشکلی ) صاحب و باعث و بانی اون مشکل منم و مشکلم دیگه پیش اومده کاریش نمیشه کرد باید دنبال یه راه دیگه باشم اگه قابل درست شدن نیس

 + و این که به عمق وجود این جمله رسیدم که یه آدم فراموش کار از جنبه خوبش هستم همیشه اشتباهاتم رو فراموش میکنم و به جاش از تجربه هاش استفاده میکنم ولی کم کم همه چیز رو فراموش میکنم آلزایمر گرفتیم رفت دیگه :دی.

خوب

 دیگه پاییز داره تموم میشه کم کم باید کتاب این فصل هم بسته بشه و در صندقچه خاطرات قرار بگیره .

و اما فصل زمستان...

  • ۹۷/۰۹/۲۹
  • رضا :)

نظرات (۲)

  • مرد مُفرد
  • عکس زیباست
    پاسخ:
    لطف دارید :)
  • بابای نرگس
  • وای چه عکس زیبایی
    پاییز فصل زیبایی هاست...
    پاسخ:
    :))))) پاییز فصل عاشقی ست  این را عاشقان میدانند .