نا نوشته ها

گویند سرانجام ندارید شما ! ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم... مولانا
پسر زمستان ، فرزند اسفند ، بچه ی سیزدهم

عمریست در ره گذارت ماندم چشم انتظارت

يكشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۵۱ ق.ظ

امروز حالم خیلی خوبه جوری گه انگار لحظه های که میگذرند خوب تر میشه این ها رو میگم چون خودم خواستم و شد ولی ته دلم داره همینجوری میلرزه هم خوش حالم هم نارحت ولی کم جوری که آرزو میکنم زمان بگذرد و من در سکوت به راه خودم ادامه بدم به دنبال خیلی چیزا هستم اولیش خدا بعد دنبال اتفافات که قراره توی آینده برام بیفته و دنبال شادی ها و غم ها دوست دارم همشو با هم داشته باشم چون به نظرم همه چی باید تا حدش باشه پس بخند تا لبخند رو لب ت باشه .

 

  • ۹۶/۰۸/۰۷
  • رضا :)

نظرات (۱)

همیشه شاد باشید
وبه قشنگی های دنبا فکر کنید:)
پاسخ:
ممنون دوست عزیز .