نا نوشته ها

گویند سرانجام ندارید شما ! ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم... مولانا
پسر زمستان ، فرزند اسفند ، بچه ی سیزدهم

۱۳ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

یلداتون زمستونی

پنجشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۷ ب.ظ

امروز یلداس معرف به شب طولانی .

شبی که یکمی  طولانی تر از شب های دیگه هستش امشب شب خوشی هستش بهترین ها رو براتون آرزو میکنم  امیدوارم بهترین ها قسمت تون شه زندگی همینه باید خوشحال باشی و خوش حالی رو به پدر و مادر و بردار و خواهر و دوستانت و مردم هدیه بدی

خوشحال باش زندگیتون پر از شادی و خوشحالی

ظهور آقا امام زمان هم دعا کنید :::: اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ::::::::

یــــــــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــداتـــــــــــــــــــــون پر از عــــــشـــــق و شـــــادی

  • رضا :)

❤ زلزله قلبی ❤

پنجشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ق.ظ

خدا جون زلزله میاری تا درس عبرت برامون شه . قربونت برم ما انسان ها با این جور چیزا آدم نمیشیم . تنها کمک بزرگی که میتونی در حق مون لطف کنی یه زلزله حسابی با دوز بالا تو قلب مون ایجاد بلکه شاید قسمت شه به راه حق هدایت شیم .

#با هم مهربون باشیم 

  • رضا :)

دیونه که باشی

دوشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۹ ب.ظ

دیونه که باشی هر کاری میتونی انجام بدی ولی ریکلکس که باشی فقط به یه نقطه خیره میشی.آخرشم پا میشی میری ولی دیونه که باشی دیونه بازی آت یه روز کار دست میده . کلا سعی میکنم دیونه باشم 

  • رضا :)

همه ی ما مجردها

جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۷ ب.ظ

سلام به همه 

امروز داشتیم از مسافرت تهران بر میگشتم یه دفعه فکرم رفت به این که کی ازدواج میکنم ؟ (بد نیست شما هم فکر کنید ) موندم واقعا کی ازدواج میکنم؟ کی یار میاد ؟ اصلا یار میاد طرف من ؟ یا من طرف یار میرم ؟ تو این فکر بودم که یار چطور باید  باشه چطوری بهش فکر کنم ؟ تو کجا میبینمش تو کدوم شهر یا کدوم محله یا کدوم کشور ؟ گاهی وقتا میگم خدایا آیا یار هم همچین فکری رو داره که یارش تو کجا میاد و بهش میگه عاشقتم و میخوام با خونواده بیام خواستگاری ؟ 

سخنی با خدا : خدا جون ما بنده های کوچیکت هستیم گاهی وقتا این دل لامصبی به تاب تاب میفته میخوام که آرومش کنم ولی نمیدونم تا کی باید این تاب تاب ها باید ادامه پیدا کنه میخوام بگم یه فکری براش کن . 

دل نوشته من : 96/9/24

  • ۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۹:۳۷
  • رضا :)

افسردگی

چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ق.ظ

بدون هیچ مقدمه ::::

چند وقتیس نا حال خوبی دارم نه بد در میان حس خوب و بد ماندم دائم تو خودم هستم. 

نمیدونم داره چه اتفاقی میفته یه خطر به نام سرطان افسردگی داره با سرعت خیلی زیاد بین دخترا ،پسرا این روز ها داره رواج پیدا میکنه  بلاشخص همه تو و خودشونن حتی من ، هر کی یه مدل تو خودشه این روزها زندگیمون کلا  داره به سمت افسرده شدن حرکت میکنه همه دپرسن نمیدانم داره  چه اتفاقی میفته این روز ها همه دارن آهنگ دیس لاو نمیدونم محراب و علی بابا و... گوش مباباروز به روز بدتر دارن میشن کسی هم نیس کمک کنه به خدا دختر بیچاره چی کار کرده اول جونیش داره با تیغ بازی میکنه ، پسر بیچاره چی کار کرده که الان رفیقش شده سیگار ، مشروب ، دور دور ، قرص های ترامادل که روز به روز داره اضافه میشه . مردم به خدا من دیگه موندم چی کار کنم وقتی میبینم خودم و مردمم داریم به راه کج میریم از خودم حالم به هم میخوره ..... وای خدای من 

یا امام زمان تو رو قسم میدم به همین روز  عزیز هر چه زودتر بیا میترسم جا خالی کنم ... 

پ.ن : افسرده نباش با خاطر خودت 

  • ۲۲ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۲
  • رضا :)

با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۹ ب.ظ


حدود چهل سال پیش که در دانشگاه تهران تحصیل میکردم روزی امتحان تاریخ داشتیم ، استاد آمد و فقط یک سوال داد و از کلاس بیرون رفت.
"مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟"

از هر کدام از همکلاسی هایم پرسیدم نمیدانستند. تقلب هم آزاد بود چون مُراقب و مُمتِحنی حضور نداشت اما براستی هیچکس چیزی نمیدانست.
همگی دو ساعت نوشتیم از صفات برجسته این بانوی بزرگِ ایرانی:
ازشجاعت او - از مهارت در شمشیر زنی، تیراندازی و اسب سواریِ او- از تقوا ، اخلاق و رفتارِ شایسته ی بانویی چون او ! خلاصه هرچه که در شأن و شخصیتِ مادرِِ سرداری چون یعقوب لیث صفاری به ذهنمان آمد نوشتیم !
استاد بعد از دو ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت . چند روز بعد
موقعِ اعلام نتایج امتحان تاریخ، در تابلو ، مقابل اسامی همه نوشته شده بود:
مردود

برای اعتراض به دفتر استاد رفتیم . استاد گفت کسی اعتراض دارد ؟ همه گفتیم آری.
گفت: خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟
پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟ گفت: "در هیچ کتاب و منبع و سندٍ تاریخی ، نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده است . پاسخ صحیح "نمیدانم بود ".
همه چند صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد:
" نمیدانم "

ملتی که فکر میکند، همه چیز میداند، در واقع ناآگاه است. بِروَید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا فردا ، گرفتارِ نادانی خود خواهید شد

  • ۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۴:۴۹
  • رضا :)

مسافر که باشی

چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۲ ب.ظ

امروز به مدت 2 روز مسافرت تنهایی را دارم تجربه میکنم سوار قطار شدم ته دلم داره شور میزنه چون سفر اول هستش آخ خدا من عاشق اینجور چالش ها هستم .

 عاشقتم خدا واسه زندگیم ازت ممنونم امیدوارم اتفاق های خوبی بیفته 😄 

خداحافظ همه

  • ۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۴:۴۲
  • رضا :)

موج مثبت

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۳ ب.ظ

یه موج مثبت برای اون مخاطب خاص 😍😍😍

یه کتاب برای تنبل ها 

چگونه از تنبلی بزنیم بیرون 

دریافت

  • ۱۲ آذر ۹۶ ، ۲۰:۲۳
  • رضا :)

فقر

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۵ ب.ظ

لعنت بر فقر ،لعنت بر نداری،لعنت برای اختلاس های بی پایان،لعنت به انسان پول پرست ،لعنت به دنیا هوس 

مادری در آستانه ی همسایگی ما دوچار بیماری قلبی میشود میرود دکتر میگوید باید عمل شوی عمل می شود ولی عمل میشود ولی به دست کسی دیگر (داستان 1 سال پیش به زبان مادر همسایه)   یک هفته پیش گفت که بدنم  و پام درد میکند. 3 روز پیش به بستر میفته و دیروز خبر مرگ نا به هنگامش را فهمیدم . شاید اگر دکتری بود که حاضر بود رایگان یا با درصدی خیلی کم قلب مادر را عمل کند این نمیشد و الان فرزندانش در ماتم و افسوس به سر نمیبردن . کاش زنده می ماند و کاش من مطلب غمگین نمی نوشتم.

مرگ پشت به پش به من نزدیک میشود این یک زنگ خطری هست برای من 

  • ۰۸ آذر ۹۶ ، ۲۱:۴۵
  • رضا :)

چالش ؟

سه شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۷ ب.ظ

به نقل از وبلاگ  :زندگی پاییزی

چالش رو دوست داری ؟ اگه قرار باشه وارد یه چالش بزرگ شی حاضری ریسک کنی ؟ چالش دوست داری ؟

#چالش

  • ۰۷ آذر ۹۶ ، ۲۰:۰۷
  • رضا :)