نا نوشته ها

گویند سرانجام ندارید شما ! ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم... مولانا
پسر زمستان ، فرزند اسفند ، بچه ی سیزدهم

۱۸ مطلب در بهمن ۱۳۹۷ ثبت شده است

دانشگاهی که هرگز باهاش حال نکردم

دوشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۷، ۰۱:۲۴ ق.ظ

نمیدونم حکایت دانشگاه تمام نشدن من تو چیه ! دیگه حسی برای ادامه تحصیل دادن ندارم . آرزو میکنم وقتی تموم شد هرگز هرگز توی هیچ آزمون سازمان سنجشی برای ادامه تحصیل در دانشگاه دولتی حضور پیدا نکنم . حاضر بشم فاک میلیون تومان بدم آزاد بخونم ولی اینقدر فشار روحی و فکری رو تحمل نکنم از استاد های که درکشون از استاد شدن فقط تو دانشگاه ها حضور پیدا کنن برای  پُر کردن تخته های سفید دانشگاه از فرمول هزار کوفت زهر مار که هیچ کدومشون توی جامعه به درد نخورد . ار دانشگاه های که اعتماد به نفس خیلی ها رو ازشون گرفت . شِیم به همتون .

پی نوشت اول » درد و دل های یک دانشجوی فنی مهندسی 

پی نوشت دوم » آرزو میکنم بعد از فارغ تحصیلی هرگز پام به اون گورستان استعداد ها وا نشه (دانشکده فنی حرفه پسران ق_م)

  • ۲۹ بهمن ۹۷ ، ۰۱:۲۴
  • رضا :)

آموزش تو ایران

يكشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۷، ۱۲:۰۱ ب.ظ

آموزش تو مدارس و دانشگاه های ایران مثل این میمونه که بهت جمع دو تا عدد یاد میدن بعدش تو امتحان توقع دارن براشون انتگرال چندگانه حل کنی . :| 

(خاطرات یک  دانشجو :))

  • ۲۸ بهمن ۹۷ ، ۱۲:۰۱
  • رضا :)

سر کله میزنیم با بیشعور ها

جمعه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، ۰۷:۵۷ ب.ظ

بیشعور ها تموم نمیشن. هرگز !  واسه همین تصمیم گرفتم این کتاب رو تموم کنم . هر سری میخونم بخشیش رو به مشکل های خودم تو زمینه بیشعوری پی میبرم  و سعی میکنم خودم رو توسعه بدم  و چیزی که بعد از خوندن این کتاب منو اذیت میکنه آدم ها بیشعور هستن که بعد از خوندن این کتاب با گوشت و استخونم درکشون میکنم و این منو خیلی آزار میده و سر این هست که ترجیح میدم تنها بمونم ، تنها زندگی کنم ، تنهایی سفر کنم  ، از بی شعور ها فراری باشم . دایره ارتباطتم رو محدود کنم کم کم از همه شبکه اجتماعی خارج بشم و بر پی کار خودم .

پی نوشت اول » عصبی نیستم فقط دارم تو بیشعوری یه سری از آدم ها میسوزم .

پی نوشت دوم » لینک دانلود کتاب بیشعوری قرار گرفت ( هشدار اگه روحیه درست حسابی ندارید از مطالعه این کتاب پرهیز کنید که وقتی پی ببرید کجای داستانتون هستید دوچار یاس و نا امیدی نشد )  .

دریافت
حجم: 3.02 مگابایت
توضیحات: بیشعوری (خاویر کرمنت)

  • ۲۶ بهمن ۹۷ ، ۱۹:۵۷
  • رضا :)

دما دم رسیدن

پنجشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ۰۷:۴۸ ب.ظ

غروب این پنج شنبه چه زیباست هوا ابریه داره حس بارون رو به خودش میگره .میدونی دلم میخواد وقتی بارون میباره من بیرون باشم زیر بارون هوا هم سرد باشه جوری که از نوک انگشت هام احساس سرما کنم و نوک بینیمم سرخ بشه آرم آرم تو خیابان قدم زنان حرکت کنم به سمت خونه ای که در انتظار منه و  توی راه از حسی که با بارون میگرم لذت ببرم یه حسی شبیه این که دارم توی لعنتی ترین دقایق لذت بخش زندگیم به سر میبرم . تنهایی راه میرم و به آینده ای که هر لحظه به تاریخ انقضاءش نزدیک میشم فکر کنم  و هی به خودم بگم داره دیر میشه هآ پسر یا تو رویایی از آینده نه چندان دور و نه چندان نزدیک غرق بشم و به خودم بیام ببینم عه رسیدم و بعدش از حالت عرفانی و تفکری خارج بشم و بعدش جلو در خونه باشم بعدش در بزنم و برم تو با کوله بار یه هفته خستگی  و با حالتی فریز شده  برم کنار بخاری گرم دراز بکشم و به کارهای عقب افتادی طول هفته فکر کنم و برای فردای که در انتظار منه که زود بیدار شم یا دیر بیدار شم!

پی نوشت اول » صدرصد خیلی هاتون از تنهای هاتون لذت میبرید . (امیدوارم شاد باشید تو تنهای هاتون) .

پی نوشت دوم » آخر هفته خوب و خوشی رو رقم بزنید :) .

  • رضا :)

وسط بیابان تشنه باشی !

دوشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ۰۲:۴۴ ب.ظ

اینجا وسط بیابان به خواسته هایمان متصل میشویم ...

وسط یه بیابون که شدت گرما بالاس ، خستگی طاقت فرسا ، فقط یه چیز میتونه حالت خوب کنه  "آب" هیچ چیز جز آب توی این لحظه نمیتونه تو رو سیراب کنه حتی اگه تو اون لحظه بگن بیا به جای آب بهت یه چیز با ارزش دیگه بدیم ولی نه تو میگی گور بابای چیزه با ارزش به من فقط آب بدید.[Pause] حکایت ما هم یه همچین چیزی هست این که میخوای به یه چیز برسی توی (رشته مورد علاقت ، تو کارت ، تو زندگیت ، تو هر چیزی که تو رو بتونه به تشنه بودنِ رسیدن به هدف تشبیه کنه) اصلا مسئله اینه اگه تشنه نباشی نمیتونی سخته هاشو درک کنی که برات ارزش پیدا کنه و در آخر نمیتونی لذت ببری . [Play] اگه اون لحظه که تشنه هستی به تو بگن آب پشته آخرین تپه هستش چه حالتی بهت دست میده : دو حالت بیشتر نداره میگی اوووووه چقدر سخته ولش کن بابا و بعد میمونی همون جا از تشنگی میمیری :دی یا این که میگی میدونم سخته ولی اگه دَووم بیارم و تلاش کنم و خودم رو برسونم اون موقعه میفهمم به آب رسیدم چه کار کنم و شروع میکنی به حرکت با هزار ترس و لرز که نکنه نکنه نکنه!!! . توی مورد دومی یه حس بهت دست میده که میتونم و باید بهش برسم حتی امکان داره تو این راه یه سخته ها بدتر از الان باشه ولی جرئت میکنم میگم من باید برسم [Pause] تو خواسته هاتون باید جرئت به خرج بدید به تمام خستگی که هست توی این دنیا جای مفت بدست آوردن نیس باید واسه چیزی که واقعا میخوایم واسه رسیدن بهش تشنه بشیم چون اینجوری لذتش بیشتره .

پی نوشت اول » اگه دیدید که واسه هدفی که قرار انتخاب کنید تشنه نیستید پس هنوز تشنه نشدید و هنوز چرایی هدفت مشخص نیس چرا تشنه نشدی ؟ چرا تشنه هستی ؟  .

پی نوشت دوم » ...

  • رضا :)

و چه آرمشی بهتر از قرآن

يكشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ۱۱:۱۶ ب.ظ

سوره البلد ، آیه چهارم  + ( لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ ) به راستی که انسان رو در رنج آفریده ایم

وقتی قرآن گوش میدم خالی میشم انگار که هر خستگی که در طول روز بوده با گوش دادن فروکش میکنه و چقدر لذت بخشه وقتی یه صدای آرمش بخش میشنویی...

پی نوشت اول » وقتی که خسته میشم میام قرآن گوش میدم . یه لذتی هست که تو هیچی تا حالا تجربه نکردم

پی نوشت دوم » حس میکنم یه انرژی تو این کتاب هست تو هیچ کتابی نتونستم بدست بیارم  .

پی نوشت سوم » فردا روز پایان وبلاگی نویسی یک جغد هستش و من دلگیر هستم :(

  • رضا :)

یه شبیه پولدار نمیشیم

شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۷، ۰۷:۲۸ ب.ظ

من نمیدونم تا کی مردم میخوان بفهمن که بابا یه شبه نمیشه پولدار شد اگه دید کسی یه شبیه پولدار شده بهش شک کنید این دسته از آدم ها آدم های مورد اطمینانی نیستن . میخوام اینجا به دو مورد اشاره کنم که گفتنش خالی از لطف نیس .

مورد اول : یکی راجب این سیمنار های که آگهی ها و سایت های مثل Envan  و گروه تحقیقاتی عباس منش ، ماهان تیموری اینا و... ایناس که اگه توش پُر هست از آگهی های مانند (چگونه یه شبه میلیادر شویم ، پدر اقصاد ایران ، راز موفقیت ، راز سرمایه داری رونشناسی ثروت ، و... )  چیزهای که بشه عوام ساده رو خام کرد و فریب داد . یادتون باشه عقل مردم تو چشم شون هست  . مردم هنوز از تئوری اعتماد دارن استفاده میکنن و نقطعه ضعفشون هم همینه.  تحقیقشون هم صفره هستش تو این آشفته بازار سریع خام میشن سرمایه های واقعاً هنگفتی خرج میکنن شاید باورتون نشه ولی اگه برید همین وبسایت عباس منش به  یه دوره های برخودر میکنید که مبلغی مانند 12 میلیون تومان هزینه س که باید پرداختی کنی . ( یه لحظه فک کنید ) . اول این که یادتون باشه این افرادی شیادی  بیش نیستن که داران از وضعیت فعلی که تو جامعه پیش اومده دارن استفاده میکنن و راز موفقیت اکثر اینا نقاط ضعف مردم  هستش که  نشون کردن . (مردمی که از وضعیت زندگی فعلیشون رازی نیستن و میخوان یه شبیه پولدار شن و  خیلی چیزی ها که "طمع" رو تو وجود انسان زیاد میکنه . پس یادتون باشه هیچ کسی یه شبه پولدار نمیشه مگه این که از از جیب ما زده باشه .

مورد دوم : سیستم های ارزش افزوده که توی روز روشن دزدی میکنن و کسی هم نیس جلوش بگیره ما محکوم به باج دادن هستم چون نمیتونیم از حقمون دفاع کنیم .

همه این افراد و سایت های که معرفی کردم میتونید خودتون تحقیق کنید و به نتیجه برسید ولی خوب دزدی بیش نیستن .

پی نوشت اول » همه اینا مردم با رو با اعتقادت هاشون نوشون کردن پس مواظب باشید  تو این دسته نباشد .

پی نوشت دوم » من وظیفه ام بود یه سری موارد بگم و اطلاع رسانی کنم . همین :)

  • رضا :)

موهاتو با نکن !

پنجشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ۰۴:۳۴ ب.ظ

میدونی چیه خیلی وقته که حس میکنم باید براش یه نوشته بنویسم ولی نمیدونم چرا باید اینجا بنویسم ولی براش مینویسم .

چقدر حس خوبی هستش وقتی حس میکنم یه روزه قرار توی یه جای که نمیدونم کجاس عاشقش میشم ولی هیچ موقعه نمیتونم بهش چیزی بگم فقط عاشقش می شم هر روز از دور تماشاش میکنم بدون این که بفهمه . عاشق مو هاش میشم ولی دقیقا نمیدونم چه رنگی هستش شاید شرابی هستش ولی میدونم رنگ موهاش شبیه همین عکسی که میگم هستش من عاشق رنگ موهاش میشم و جوری حساس میشم رو موهاش که فقط همین رنگ باید باشه یه جور حس دیکاتور بودن رو رنگ موهاش دارم ولی خوب هیچ موقعه بهش نزدیک نمیشم دوست دارم فقط تماشاش کنم .

پی نوشت اول » 

پی نوشت دوم »

والایار گوش کنید :)

  • رضا :)

بعد از 12 ساعت کار

چهارشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۷، ۱۱:۱۸ ب.ظ

 بعد از 12 ساعت کاری چی مچسبه یه چای خوش طعم ، خوندن چند کتاب با حال ، یه دوش گرم و یه خواب چند ساعته .

پی نوشت اول » در آستانه ترک سیگار با وجود فشار عصبی همه چیز اینجا سخته ولی شدنی هستش .

پی نوشت دوم » قرار بود راجب بچه مهندس پست بزارم که یاد رفت .

  • رضا :)

تعریفش از قرآن

چهارشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۷، ۱۲:۱۶ ق.ظ

میگه من زیاد کتاب خوندم ، قلم های زیادی رو حس کردم . زیاد اهل قرآن نبودم فک میکردم همش دورغ بود . یه سری گفتم من که این قدر کتاب خوندم بزار قرآن رو هم بخونم ببینم چی میگه . میگه تنها کتابی بود که حس کردم که این کتاب فراتر از نوشتار یه انسان هستش جوری که انگار کار یه انسان نیس که همچین کتابی رو نوشته باشه یه انرژی یه چیزی شبیه خدا ...

پی نوشت اول » چی بود بشر چی گفت هنوز ذهنم درگیره .

پی نوشت دوم » ثبت شود

پی نوشت سوم » جغدها شب ها میخوابن نه ؟

  • ۱۷ بهمن ۹۷ ، ۰۰:۱۶
  • رضا :)