بایگانی مهر ۱۳۹۷ :: نا نوشته ها

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

آدم های اطرفتون رو هرگز به چالش نکیشد

شبیه یه انسان خودخواهی شدم که دوست دارم آدم های اطرافم رو به چالش بکشم ، فک میکنم فقط من میتونم دنیا رو از چند بُعد ببینم از این که میخوام افکاراتم رو به دیگران بدم و ببینم رفتارشون چی هست نسبت به اون موضوع چیز های چرتی و پرتی که این روزها حالمان رو دگرون کرده خسته شدم و این افکار مریض را برای همیشه کنار میزارم و میریم به سمت خوشی ها به سمت چیزهای که بتونه حالمون رو خوب کنه .

 

 

  • ۴
  • نظرات [ ۲ ]
    • رضا صبری
    • چهارشنبه ۲۵ مهر ۹۷

    بهترین بحث دانشجویی من

    مباحثه امروز من با علمای دوست داشتنیِ عزیز دانشگاه ( بچه های ترم آخری )

    اول این که ایکاش این ترم تموم نشه کاش میشد ولی خوب بگذریم .
    کلاس سخت افزار تموم شد چقدر استاد باحالی داریم ما (استادمون کسی هست که تو پاساژ مروارید ) مغازه داره و من تا حالا چند بار رفتم مغازش و لپ تاپ رو دادم درست کرده یعنی این استاد باحالی هسش خیلی خوب بگذریم :دی


    بعد از کلاس من با آقای ح رفتیم ته دکه ( اشاره به انتهای دانشگاه ) رو نیمکت نشستیم و حرفمون از درد دل و اینا شروع شد.  که چه خبر اینا و بعدشم راجب این پروژه ی  آخر ترمی صحبتمون افتاد که بهش گفتم بریم به استاد رستمی (مدیرگروه )  هستش که بگیم استاد پروژه ها رو اگه میشه دوتای بزنیم . اون یه پروژه اتوماسیون زده و آماده س منم که همیشه دستم پُره ولی حس کد زدن رو ندارم .  بگه که ما میخوایم دوتایی بزنیم اگه اوکی بده من دیگه کاری نکنم ولی چشمم آب نمی خوره .

    در هر صورت من میزنم یکی از  این پروژه هامو اگه اوکی نشد . بحث اصلیمون از جای شروع شد که گفتیم  که دانشگاهمون که هیچ چی نکرد بلکه بدتر مون هم کرد  حالا در ادامه میگم  .
    ما تو زمان خودمون  تو هنرستان فلسفه از کامیپوتر داشتیم میشیدم ولی حیف تموم شد یه استعداد های تو هنرستان بود که من تو دانشگاه دریغ از یکیشون رو پیدا نکردم این رو به نقل از من و دوستم میگم اون هم تائید میکرد .
    چون اون ها یکی رو داشتن که رتبه ش 70 کشوری شدبود ولی چند ترم قبل انصراف داد . ( این حرفم رو فقط اونی میفهمه که میدونه همیشه توی دانشگاهای ایران استعداد ها اکثر بچه ها میان چرت و پرت های اساتید خفه میشه .)  . من به شخصه یکی داشتیم که تو زمان ما یه دفعه تغییر کرد که اخر های سال داشت کولاک میکرد و برنامه بخش کننده مدیا پلیر ساده و یه سایت آهنگ طراحی کرد  انصافا حرف نداشت ولی حالا سربازه به همین راحتی .
    داشتم می گفتم همین جور که من بحث انداختم که ما ایرانی ها مدیریت هامون ضیعه تو ایران . "  تو ایران همه بلدن خوب صحبت کنن از بابای من بگیر تا  رهبر مملکت و از رهبر مملکت بگیر تا رئیس جمهور و از رئیس جمهور بگیر تا استاد ، دانشجو و در آخر من   " ولی متاسفانه وقتی حرف از عمل میاد به من نگاه میکنن من میگم ممد کجای با تو کار دارن  😛
    یعنی چی این حرفم یعنی این که تو عمل درجا میزنیم .

    و مشکل ها مختلفی داره و باید مورد بررسی قرار بگیره .  این که فکر میکنیم تئوری گفتن یه مبحثی خیلی خوبه  من بگم مثلا سر کلاس بشنیم به بچه ها بگم بچه فلان مقاومت این کار و انجام میده و تموم  " یا نه بیام به کسی که تا حالا انتگرال به گوشش نخوره بیام بهش انتگرال یاد بدم  بگم انتگرال سیگما اینجوری اونجوری این میشه یه چیزی شبیه به تُف مال و جفت مال به خورد بچه بدم و این بچه تا قیامت از انتگرال و هفت در جد آبادِ ریاضی تا  طراحشو فوش خوار مادر بده . به نظرتون این خوبه ؟
    اگه منطقی فکر کنی یه عده میگن آره و یه عده میگن نه ولی من میگم نه چون گیرایی هر آدمی فرق میکنه  . این میگم چون یه عده نمیتون تو او زمان فهم اون مطلب رو بگیرن و این یکی از دلیل هاش میتونه این باشه شاید سیستم فهمش قبول نمیکنه و باید اونو رو باز کنیم و فهمش رو براش آسون کنیم مثل ما چرا توی ابتدایی اکثرمون ضرب رو یاد گرفتیم ؟ هر کی دلیل خودش رو داره مثلا من یکی به خاطر حساب کتاب پول های خونه ( پول چیزه خوبه لامصب دوستش دارم  :دی ) من همون موقعه این حس رو نیاز پیدا کردم و تلاش کردم و درک کردم که بابا ضرب خوبه و من ضرب رو بعد از سال سوم ابتدایی یاد گرفتم :دی  کسی نبود اینو بهم بگه و من اینو درک کردم ولی ای کاش کسی بهم میگفت خیلی مهمه و منو رو جلوی چالش های اون دوران میذاشت .

    الان هم فلسفه انتگرال اینه تا نتونیم تو عمل نشونش بدیم و کاربردش رو براش تو ذهنش تداعی نکیم نمشه این رو  به زور تو ذهن وارد کنیم . پس نتیجه این بخش این که " ما در وافع نباید تلاش کنیم که چیزی رو به کسی یاد بدیم بلکه باید توی فهم اون مطلب راهنمایی کنیم  و این نیاز به ریسرچ (Research) هستش که بتونیم به این درجه برسیم  و مفهوم رو اول بهش بفهمونیم  بعدش فرمول رو این قضیه تو زندگی هم هست ما نیاز به هوا داریم اگه تنفس نکنیم میمیریم " .


    دومین موضوع هم باز مربوط میشه به  بالایی اگه حس خوندن داری بخون اگه نه که بخیال :)
    مدیریت پروژه در حوزه نرم افزار شاید به دردت بخوره ...
    خوب  من سعی میکنم به شکل ساده و داستانی بگم .  یه گروه از دانشجویان که از لحاظ برنامه نویسی اوکی هستن و الان بعد از انجام چند پروژه کوچیک یه پروژه بزرگ بهشون پیشنهاد شده ولی تا حالا تجربه کار گروهی رو نداشتن و از مدیریت پروژه هم چیزی نمیدونن اصلا نمیدونن چقدر میتونه بهشون کمک کنه  .

    خوب یه مدیر خوب به نظرتون چه مدلی میاد به گروه بفهمونه ؟  (اینو خطاب به مدیر ها بگم تا وقتی که مفهوم رو نتونی به کارمندهات بفهمونی به نظر من نمیتونی به مدیر خوب باشی ) .
    خوب من به شخصه اگه این پروژه بزرگ رو به من بدن مطمنن بیشتر از 1 سال طول میکشه و این یعنی فاجعه و مطمنن پروژه رو به من نمیدن چون زمان و کیفیت مطمنن  برای اون ارگان مهمه پس باید این خیلی سریع انجام شه و من نیاز به یه گروه دارم و مشکل بزرگ اینه که کار گروهی تو ایران کمی شاید هم زیاد مشکل داره و درد یکی نیس و مدیر باید هر چه سریع تر افراد رو آماده کن و بچه ها آمده میشن بعد تاره این ها وقتی شروع میکنن و زمان کمه و یه این نیاز رو باید  بین بچه ها احساسش بدیم.

     چطوره پروژه رو همگی Step به Step جلو ببریم و از زمان به خوبی استفاده کنیم پس یه مدیر خوب کسی هست که بیاد اول گروه رو آماده کنه بعدش حس نیاز مدیریت پروژه رو بین بچه ها ایجاد کنه و بعد اونا رو  راهنمایی کنه و بیاد مدیریت راهبردی مدیریت پروژه رو تازه باز کنه و بگه قضیه از چه قرار و همه به طور موازی پروژه رو جلو ببرن و این میشه که به پروژه  یک ساله در عرض چند ماه به مرحله تست و نهایی شدن میرسه .  
    طولانی شد  ای بابا :)

  • ۲
  • نظرات [ ۰ ]
    • رضا صبری
    • چهارشنبه ۱۱ مهر ۹۷

    من از گرانی راضی هستم

    میدونی گرونی باعث شد یه عده رو بشناسم درسته دغدغه پول رو تو ذهنم همیشه هر لحظه و هر ساعت دست از سرم بر من بر نمی داره .

    ولی خوب شد یه عده دیوس اقتصادی رو بشناسم از کسانی که دیگه روشون حتی حساب هم نمی بندم . از کسانی که این روز های به جای ایجاد آرمش و صلح تو جامعه شروع به انبار کردن برنج ، حبوبات ، گرون کردن اجناس و... به دلیل صرفا سود شخصی و استفاده کردن از این نابسمانی به سود خود بردن .

    به عنوان یک ایرانی خاک تو سرمون و خاک عالم بر سرتون که هنوز دم از امام حسین ، انقلاب ، شهید و شهادت ، اسلام ، نماز میزنید و هیچ گُوهی نخورید و فقط یاد گرفتید تو شادی هامون کاراکتر ادم خوبه رو بازی کنید همتون گمشید .

     

    + روز های سخت به شدت در انتظارتون هستم بیاید تا آدم هارو بهتر بشناسیم

    + نامه ای  به ترامپ : ترامپ جان عزیز ازت خیلی ممنون هستم به خاطر تحریم ها اقتصادی چون باعث میشی خودمون و آدم هامونو بهتر بشناسیم خدا از بزرگی کمت نکنه . (درک میخواد تا یه عده بفهمن آدما تو سختی ها جنس شون معلوم میشه )

    + نامه ای  به احمق ها :  احمق که باشی فرق نمیکند ریش سفید باشی یا سیاه ، مهندس باشی یا دکتر ، وکیل باشی یا قاضی هر چه هستی باش فقط این جمله یادت نره

    تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش

    حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

  • ۲
  • نظرات [ ۳ ]
    • رضا صبری
    • دوشنبه ۹ مهر ۹۷

    درس بزرگ از پاک کردن برنج

    واقعا سخته آدم به زور به کار بکشن و بگن بیا برنج پاک کن ! برنج پاک کردن برای دختراس نه پسرا ... اینجانب یه عدد تنبل در این جور موارد ...

     

    به زور به پاک کردن برنج دعوت شدیم ...

    این چند روز که میدونم اعصاب دوستان داغونه . خوبه همین جور عصبی باشد :) دلار یه لاقوا داره زور میگه.

    خوب نشستم به پاک کردن برنج و  هر ریزدونه ای که پیدا میکردم یه فلسفه از این حکومت به بـــــــوق بند می افتادم و البته زندگیم با این فلسفه چندان تشابه نداره .

    پس این موضوع رو مورد بررسی قرار میدم " نقش پاک کردن برنج با فلسفه حکومتی.

    از برنج شروع میکنم هه خوب چرا برنج رو باید پاک کنیم ؟ خوب معلومه باید پاک بشه تا خالص فقط برنج باشه و چیزی های که ربطی به برنج ندارن و گاهی باعث خراب شدنش هم میشه باید پاک باشه همین . 

    تصویر+

     

    خوب شکل حکومتیش رو  از دید بیرونی باید به مسئله نگاه کنم درست مثل تصویر برنج بالایی . خوب هر چیزی تو این دنیا که به دست بشر ساخته و کشت میشه کامل و خالص نیست و برای کامل و  خالص شدنش که میگم (هیچ چیز کامل و خالص نیس ) باید بررسی و آزمایش بشه که فقط درصد کیفیتش رو بالا میبریم .

    خوب در حکومت نازنین ایران دقت کنید میگم یه عده از " مسئولان و گرداننده های این حکومت(نظامی ، آموزشی ، اداری ، و ..) و + مردم عزیز" که  به اصطلاح اسم اسلام و جمهوری اسلامی ایرانی رو کارتک میکشن دارن مثل این ریز دونه ها عمل میکنند و عملا نه فایده برای جامعه دارن بلکه در خیلی مواقع باعث ضرور زیان  هستن .

    خوب حال با بررسی ها اولیه فهمیدم که چیزی که به دست بشر ساخته و تولید و پرورش داده میشود مورد بررسی و آزمایش قرار بدیم . حالا برنج هم به همین شکل باید مورد بررسی قرار بدیم و روز دونه ها رو شناسایی و اونارو از برنج جدا کرده

    نکته : دو مدل برنج هست پس با معقوله ترکیبی از برنج ایرانی و خارجی درگیر هستیم .

     

    شکل حکومتی ش این میشه که جامعه احساس میکنه که کشور در خطره از این ریز دونه ها هم داخلش تا بگی هست و تموم شدن نداره و فقط کم کردن این ریز دونه ها با مقوله به نام کیفیت روبرو میشیم .

    خوب  توی این مرحله باید  فرایند جدا کردن ریزدونه رو انجام بدیم اونم نه یه بار بلکه N  بار تا کیفیت مون رو بالا ببریم خوب شروع میکنم پس از شناسایی ریز دونه ها اونا رو جمع اوری کردن . ( این N  بار به خودمون بستگی داره اگه دنبال کیفیت میگردیم باید هوشمندانه عمل کنیم) . 

     

    خوب تا این جای  داستان من فک میکردم هر چی مشکل هست تموم شده و دیگه ریز دونه وجود نداره و به شکل کور کورانه داشتم میگفتم مامان بیا برنجت پاک شد گفتم بزار یه چک کنم شاید بود خدارو چی دیدی آقا با دوباره چک کردم و باز ریز دونه نمایان شد

     

    دید حکومتی همیشه فک نکن اونجای که اطمینان داری دیگه خبری از این ریز دونه ها نیس بلکه مطمن باش باز یکی دوتا اونجا هست .

    و در آخر  این داستان به مهمان ناخونده پیدا شده که فک نمیکردم تو اون برنج خارجی هم از اینا باشه کسی که بهش عنوان اختلاس گر اعظم رو بهش دادم این دقت کنید این حشره میتونه گُه بزنه به همه چی به همه چی ها  :((

    نوع حکومتیش که تو ایران از این حشره های زیاد و اگه نشه جلو رشد و این حشره رو گرفت تا  چند سال آینده فاتحه ایرانی رو باید خوند .

    و خلاصه فعالیت های که داشتم رو عرض میکنم در تصویر زیر .

     

     

    + هر گونه گارد گرفتن ممنوع .

    + ریز دونه ها جمع آوری شد و اختلاس گر اعظم از برنج جدا شد و  هنگام فرار از محاکمه به سزای اعمالش رسید .

     

     

    مشروع خبر ها

    برنج های بعد از من به دست مامان هم پاک شده و باز ریز دونه داشت :|

    شاد شاد شاد باشید .

    بیکار نباشید ، برید به کار زندگی تون برسید .

     

     

  • ۵
  • نظرات [ ۸ ]
    • رضا صبری
    • پنجشنبه ۵ مهر ۹۷

    شکوفه ی خودباوری در شرایط سخت

    نمی دونم چرا دوست دارم راجب این بنویسم ولی خوب من تایپ نمی کنم دستم و مغزم هستش .

    بیشتر ما در طول روز مخصوصا روز هایی که حالمون خوبه دست به هر چی میزنیم خودش راست و ریس میشه  حس می کنیم اون روز انگار خدا زیاد دوستمون داره :)

    راستش به نظر من علتش اینه که ما باور داریم که اون کار شدنی هستش و وقتی انجامش میدم یه حسی بهمون داده میشه که  " تو میتونی همین " این حس بار ها و بار ها شده حس کنیم .

     

    گاهی وقتا هم از چپ بلند میشم که از طلوع صبح حس میکنم این روز نشدنی و میگیم " امروز نمی تونیم " و همین حرف همون میشه و روز  رو به فنا میدم.  

     

    حرفم اینه که نظام باور ها چیزی خیلی مهمی یه چیزی در حد مرگ و زندگی ...

     

    یه گوشه از نوشته ای یه کتابی


    " اعتقاد و باور منشا همه رفتار های ما است . اگر ایمان داشته باشید که چیزی واقعیت دارد ، آن چیز ظاهر خواهد شد و اگر باور داشته باشید که چیزی ممکن است آن چیز امکان خواهد یافت "

     

     

    وقتی شخصی اعتقاد داشته باشد «« من از عهده این کار می آیم »» توانایی ها ، استعداد ها و انگیزه لازم برای موفقیت در فرد یک سویه شده در خدمت او قرار می گیرند.

     

     

    نوشته از ‹‹ آنتونی رابینز ››

    کار هایی که می توانیم یا نمی توانیم انجام دهیم و آنچه را که ممکن یا غیر ممکن می پنداریم به ندرت ناشی از توانایی واقعی ماست ، بلکه بیشتر از عقایدی که نسبت به خود داریم سر چشمه می گیرند .

     

    نمونه هاش  که هم دیدم و هم  بهش رسیدم .

    - داداشم چند سال دم از رفتن به آلمان رو میزد فقط حرفش بود همین امسال زیاد درگیرش شد برو تهران بیا  و آخرش شد این که به آرزوش رسید الان هم المان رفت رسید .

    - دو سال پیش کسی که دم دم های کنکور موتور خوندن کتاب هاش شروع شد و رتبه که باور نمیکرد حتی دوستان و آشنایان قطع امید کرده بون ولی رتبه ش چیزی نزدیک به 1000 شد .

     

    + چرا فک میکنی نمیشه آدمک تنبل نما 😈 نگاه نکن . عمل کن

    + بی فرهنگ روحی و اجتماعی 🤨

     

    یک عدد رَد داده

     

     

  • ۴
  • نظرات [ ۳ ]
    • رضا صبری
    • دوشنبه ۲ مهر ۹۷
    جگر شیر نداری سفر عشق مرو
    موضوعات